پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۰

با نسیم صبح شمع خلوت من سرکش است

خار و خاشاک مرا گر سوخت آتش، آتش است

از غبار کینه یک آیینه ی دل صاف نیست

در میان دوستان ما همین می بی غش است

آن خط مشکین نه تنها شد بلای جان ما

از همه کس می برد دل، طرفه موری دلکش است

با دل ما صحبت تیغ تو تا چون رو دهد

اختیاری نیست کس را، کار آب و آتش است

حسن را در دل اثر دارد کلام من سلیم

عشق را هر مطلع من، تیر روی ترکش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۲نارسایی به هنر در همه جا همراه است
  2. شمارهٔ ۲۱۳ساقی بیا که فصل بهاران غنیمت است
  3. شمارهٔ ۲۱۴دلی که صید بتان گشت فارغ از ستم است
  4. شمارهٔ ۲۱۵شد بهار و به بوستان عید است
  5. شمارهٔ ۲۱۶پیاله گیر که عذر شراب بی نمک است
  6. شمارهٔ ۲۱۷پنجهٔ عشقم دگر قفل فغان پیچیده است
  7. شمارهٔ ۲۱۸هرجا نشسته، بی سروسامان نشسته است
  8. شمارهٔ ۲۱۹یوسف هندی نژاد من مرا از بر گریخت
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.