پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۹

چو شعله گرم درآمد، چو گل به تاب نشست

چراغ باده بیارید کآفتاب نشست

چو ناامید ازو گشت، دل قرار گرفت

سپند سوخته چون شد ز اضطراب نشست

به شمع انجمن ما نسیم محرم نیست

ازان ز پرده ی فانوس در نقاب نشست

به بزم باده مرو بی صحیفه ی غزلی

سفینه ای بطلب تا توان به آب نشست

نشست یار چو پیشت، نماز چیست سلیم

نماز خویش قضا کن که آفتاب نشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۱بر سر عشق تو هرکس هست با من دشمن است
  2. شمارهٔ ۲۱۲نارسایی به هنر در همه جا همراه است
  3. شمارهٔ ۲۱۳ساقی بیا که فصل بهاران غنیمت است
  4. شمارهٔ ۲۱۴دلی که صید بتان گشت فارغ از ستم است
  5. شمارهٔ ۲۱۵شد بهار و به بوستان عید است
  6. شمارهٔ ۲۱۶پیاله گیر که عذر شراب بی نمک است
  7. شمارهٔ ۲۱۷پنجهٔ عشقم دگر قفل فغان پیچیده است
  8. شمارهٔ ۲۱۸هرجا نشسته، بی سروسامان نشسته است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.