پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۴

کی بزم اسیران ترا شمع و چراغ است

اینجا پر پروانه سیه چون پر زاغ است

دارم هوس نکهتی از سنبل زلفش

افسوس که بخت سیهم موی دماغ است

از محفل حسن تو رسد فیض به خوبان

خورشید کمر بسته ی این پای چراغ است

یک دم ز غم و درد من آسوده نباشد

هسمایه، چو آن عضو که نزدیک به داغ است

بگشود سلیم از تو درگلشن معنی

سین سر نام تو کلید در باغ است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۶ای خوش آن آزاده ای کو در به روی کام بست
  2. شمارهٔ ۲۰۷به گلشن بی تو سروم دود آه است
  3. شمارهٔ ۲۰۸همچو بلبل دلم غمین گل است
  4. شمارهٔ ۲۰۹چو شعله گرم درآمد، چو گل به تاب نشست
  5. شمارهٔ ۲۱۰با نسیم صبح شمع خلوت من سرکش است
  6. شمارهٔ ۲۱۱بر سر عشق تو هرکس هست با من دشمن است
  7. شمارهٔ ۲۱۲نارسایی به هنر در همه جا همراه است
  8. شمارهٔ ۲۱۳ساقی بیا که فصل بهاران غنیمت است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.