پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳

بیا که بی لب لعل تو بس که پیر شده ست

شراب کهنه به ساغر به رنگ شیر شده ست

وجود من به جراحت سرشته همچون گل

به آب تیغ مگر خاک من خمیر شده ست؟

ببین به شانه که دعوی شبروی می کرد

که چون به کوچه ی آن زلف دستگیر شده ست

ز شوق غنچه ی پیکان او خدا داند

کدام شاخ گل است این که چوب تیر شده ست

چمن ز مجلس شیرین خبر دهد امشب

ز ماهتاب، خیابان چو جوی شیر شده ست

سلیم صبح دمید و هنوز مخمورم

پیاله زود بنوش و بده، که دیر شده ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۵گل نشاط به بزم شراب پامال است
  2. شمارهٔ ۱۹۶چون صراحی، خنده‌ام با چشم گریان آشناست
  3. شمارهٔ ۱۹۷در وادی وفا ره و رفتار نازک است
  4. شمارهٔ ۱۹۸چه منت است اگر شیوه ی وفا آموخت؟
  5. شمارهٔ ۱۹۹شوق بی‌حد شد و رسوایی دل نزدیک است
  6. شمارهٔ ۲۰۰باغبان را چشم لطف از مصلحت بر سوی ماست
  7. شمارهٔ ۲۰۱دلا ز دام صفیری به گلستان بفرست
  8. شمارهٔ ۲۰۲آنکه در شور آورد شوریده‌حالان را می است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.