پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱

سبزهٔ خطش دمید و روزگار عاشقی‌ست

فصل گلریزان داغ و نوبهار عاشقی‌ست

از دلم چون کاوکاو شوق را بیرون کنم؟

نیست این خار کف پا، خارخار عاشقی‌ست

آسمان با خاکساران در مقام کبر نیست

این غبار خاطرم از رهگذار عاشقی‌ست

حیف اوقاتی که صرف کار دیگر می‌شود

فکر فکر می‌پرستی، کار کار عاشقی‌ست

گر بقای جاودان خواهی سلیم از عشق جوی

زان که آب زندگی در جویبار عاشقی‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳بیا که بی لب لعل تو بس که پیر شده ست
  2. شمارهٔ ۱۹۴از مشک چین مگو، که در آن زلف چین پر است
  3. شمارهٔ ۱۹۵گل نشاط به بزم شراب پامال است
  4. شمارهٔ ۱۹۶چون صراحی، خنده‌ام با چشم گریان آشناست
  5. شمارهٔ ۱۹۷در وادی وفا ره و رفتار نازک است
  6. شمارهٔ ۱۹۸چه منت است اگر شیوه ی وفا آموخت؟
  7. شمارهٔ ۱۹۹شوق بی‌حد شد و رسوایی دل نزدیک است
  8. شمارهٔ ۲۰۰باغبان را چشم لطف از مصلحت بر سوی ماست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.