پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

سامان شادمانی و برگ طرب کجاست

دارم دلی که پاکتر از خانه ی خداست

گر صد بهار آمده، بیرون نمی رود

فصل خزان به گلشن ما پای در حناست

افتادگی به وصل مرا سربلند کرد

بخت سیاه بر سر من سایه ی هماست

منصور هرچه هست خود اقرار می کند

از چوب و ریسمان دگر آیا چه مدعاست

شب های وصل، مضطرب از غمزه می شویم

نادیدنی ست روی عسس، گرچه آشناست

ای وای اگر به شکوه زبان آشنا کنیم

مهر خموشی لب ما مهر کربلاست

عمرم چو گردباد به سرگشتگی گذشت

خاک وجود من مگر از گرد آسیاست

مجنون عشق در ره آوارگی سلیم

چون سنگ آسیا به سماع از صدای ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲کدام گل که به دامن ز نوبهارم نیست؟
  2. شمارهٔ ۱۹۳بیا که بی لب لعل تو بس که پیر شده ست
  3. شمارهٔ ۱۹۴از مشک چین مگو، که در آن زلف چین پر است
  4. شمارهٔ ۱۹۵گل نشاط به بزم شراب پامال است
  5. شمارهٔ ۱۹۶چون صراحی، خنده‌ام با چشم گریان آشناست
  6. شمارهٔ ۱۹۷در وادی وفا ره و رفتار نازک است
  7. شمارهٔ ۱۹۸چه منت است اگر شیوه ی وفا آموخت؟
  8. شمارهٔ ۱۹۹شوق بی‌حد شد و رسوایی دل نزدیک است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.