پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹

باز برقی را نظر بر خرمنم افتاده است

اشک خونین را رهی بر دامنم افتاده است

یک سر مویم ز آسیب جنون آسوده نیست

چاک بر هر رشته ی پیراهنم افتاده است

آخر از کوتاهی خود، بخیه ی زخمی نشد

رشته ی گوهر ز چشم سوزنم افتاده است

طوطی ام، وز بینوایی همچو طوق فاخته

رفتن هندوستان بر گردنم افتاده است

خواهد از کوی وصال او کند دورم سلیم

آسمان گویا به فکر کشتنم افتاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱سبزهٔ خطش دمید و روزگار عاشقی‌ست
  2. شمارهٔ ۱۹۲کدام گل که به دامن ز نوبهارم نیست؟
  3. شمارهٔ ۱۹۳بیا که بی لب لعل تو بس که پیر شده ست
  4. شمارهٔ ۱۹۴از مشک چین مگو، که در آن زلف چین پر است
  5. شمارهٔ ۱۹۵گل نشاط به بزم شراب پامال است
  6. شمارهٔ ۱۹۶چون صراحی، خنده‌ام با چشم گریان آشناست
  7. شمارهٔ ۱۹۷در وادی وفا ره و رفتار نازک است
  8. شمارهٔ ۱۹۸چه منت است اگر شیوه ی وفا آموخت؟
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.