پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷

بیا که وصل تو گل را بهار دلخواه است

چمن ز رخنهٔ دیوار، چشم بر راه است

به هرکجا روم از کوی او، دلم آنجاست

گدا به خانه، ولی کاسه بر سر راه است

مبین حقیر کسی را، که شمع در شب تار

به از عصای بلند است، گرچه کوتاه است

به پنجه شانه‌ام از تارهای موی سفید

چو شانه‌ای‌ست که در کارگاه جولاه است

مپرس حال مقیمان خانهٔ افلاک

که نان به طاق بلند است و آب در چاه است

سلیم از مه نو حال آسمان پیداست

نشان مرکب طفلان رکاب کوتاه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹باز برقی را نظر بر خرمنم افتاده است
  2. شمارهٔ ۱۹۰سامان شادمانی و برگ طرب کجاست
  3. شمارهٔ ۱۹۱سبزهٔ خطش دمید و روزگار عاشقی‌ست
  4. شمارهٔ ۱۹۲کدام گل که به دامن ز نوبهارم نیست؟
  5. شمارهٔ ۱۹۳بیا که بی لب لعل تو بس که پیر شده ست
  6. شمارهٔ ۱۹۴از مشک چین مگو، که در آن زلف چین پر است
  7. شمارهٔ ۱۹۵گل نشاط به بزم شراب پامال است
  8. شمارهٔ ۱۹۶چون صراحی، خنده‌ام با چشم گریان آشناست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.