پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

با تو گل را سر و سامان خودآرایی نیست

سرو را پیش تو سرمایه ی رعنایی نیست

مرو ای شمع و مرا بر سر فریاد میار

همچو اطفال، مرا طاقت تنهایی نیست

گرچه زنجیر به پا از رگ خارا دارد

نفس شیرین نتوان گفت که هر جایی نیست

ما و این خرقه ی پشمینه که درویشان را

چون سکندر هوس جامه ی دارایی نیست

دل ز وحدت چو به کثرت رود از عرفان است

کعبه شهری ست، سیه خانه ی صحرایی نیست

من گرفتم که شدی شبلی ایام سلیم

حاصل این همه هیچ است چو دنیایی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸تا به کی ای خضر خواهی این چنین غافل نشست
  2. شمارهٔ ۱۸۹باز برقی را نظر بر خرمنم افتاده است
  3. شمارهٔ ۱۹۰سامان شادمانی و برگ طرب کجاست
  4. شمارهٔ ۱۹۱سبزهٔ خطش دمید و روزگار عاشقی‌ست
  5. شمارهٔ ۱۹۲کدام گل که به دامن ز نوبهارم نیست؟
  6. شمارهٔ ۱۹۳بیا که بی لب لعل تو بس که پیر شده ست
  7. شمارهٔ ۱۹۴از مشک چین مگو، که در آن زلف چین پر است
  8. شمارهٔ ۱۹۵گل نشاط به بزم شراب پامال است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.