پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲

دل رمیده ام از خنده ی تو بیزار است

به دیده موج قدح، می گزیده را مار است

فزود زردی رخسارم از می گلگون

که باده رنگ مرا آب زعفران زار است

مسیح را نگذارد برون ز خانه ی خویش

که آفتاب ز عشقت همیشه بیمار است

به سر نمانده ز پیری مرا هوای لباس

به فرق، موی سفیدم چو شمع دستار است

ز گفتگوی لب او مپرس حال مرا

که پا پر آبله و راه در نمکزار است

دل شکسته ام از جور پاجیان خون شد

چو هند، هر نفر هند هم جگرخوار است

سلیم از بد و نیک جهان همین دانم

که هر چه هست درین کارخانه در کار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴چند نالم، دل ز طبع ناله پردازم گرفت
  2. شمارهٔ ۱۸۵چشم او از دست نرگس، جام مخموری گرفت
  3. شمارهٔ ۱۸۶با تو گل را سر و سامان خودآرایی نیست
  4. شمارهٔ ۱۸۷بیا که وصل تو گل را بهار دلخواه است
  5. شمارهٔ ۱۸۸تا به کی ای خضر خواهی این چنین غافل نشست
  6. شمارهٔ ۱۸۹باز برقی را نظر بر خرمنم افتاده است
  7. شمارهٔ ۱۹۰سامان شادمانی و برگ طرب کجاست
  8. شمارهٔ ۱۹۱سبزهٔ خطش دمید و روزگار عاشقی‌ست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.