پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱

شوق دام زلف او دلگیر باغم کرده است

بی رخ او، صحبت گل بی دماغم کرده است

بلبل و پروانه می جوشد به هم در محفلم

عشق گویی روغن گل در چراغم کرده است

داغ دل از مستی ام افزود، گویی روزگار

لاله را افشرده و می در ایاغم کرده است

چون فتیله هیچ کس بر مدعای خود نسوخت

عیش این آتش به جان افتاده، داغم کرده است!

پیش ازین، مژگان چشم دوستان بودم سلیم

ضعف طالع این زمان موی دماغم کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۳مگذر ز دوستی که محبت مبارک است
  2. شمارهٔ ۱۸۴چند نالم، دل ز طبع ناله پردازم گرفت
  3. شمارهٔ ۱۸۵چشم او از دست نرگس، جام مخموری گرفت
  4. شمارهٔ ۱۸۶با تو گل را سر و سامان خودآرایی نیست
  5. شمارهٔ ۱۸۷بیا که وصل تو گل را بهار دلخواه است
  6. شمارهٔ ۱۸۸تا به کی ای خضر خواهی این چنین غافل نشست
  7. شمارهٔ ۱۸۹باز برقی را نظر بر خرمنم افتاده است
  8. شمارهٔ ۱۹۰سامان شادمانی و برگ طرب کجاست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.