پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

مگذر ز دوستی که محبت مبارک است

ترک وفا مکن که حقیقت مبارک است

چندین مباش در پی آزار اهل دل

بشنو ز من سخن که نصیحت مبارک است

ای دل، تب فراق چو گرمت گرفته است

درد دلی بگوی، وصیت مبارک است

مگذر چو گل ز چاک گریبان درین چمن

بر عاشقان لباس مصیبت مبارک است

بر لب ز خامشی ست درین انجمن مرا

مهری که همچو مهر نبوت مبارک است

دریا به جای قطره گهر گیرد از سحاب

در این چه شک سلیم که همت مبارک است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵چشم او از دست نرگس، جام مخموری گرفت
  2. شمارهٔ ۱۸۶با تو گل را سر و سامان خودآرایی نیست
  3. شمارهٔ ۱۸۷بیا که وصل تو گل را بهار دلخواه است
  4. شمارهٔ ۱۸۸تا به کی ای خضر خواهی این چنین غافل نشست
  5. شمارهٔ ۱۸۹باز برقی را نظر بر خرمنم افتاده است
  6. شمارهٔ ۱۹۰سامان شادمانی و برگ طرب کجاست
  7. شمارهٔ ۱۹۱سبزهٔ خطش دمید و روزگار عاشقی‌ست
  8. شمارهٔ ۱۹۲کدام گل که به دامن ز نوبهارم نیست؟
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.