پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

فغان که در ره ما بانگی از درایی نیست

هزار قافله رفت و نشان پایی نیست

ز کجروی نبرد هیچ کس به مقصد راه

که تیر را بجز از راستی عصایی نیست

شراب، حوصله ی هر کسی کند ظاهر

که همچو دختر رز، مردآزمایی نیست

سلام چیست، ندارم چو از کسی طمعی

دعا برای چه گویم چو مدعایی نیست

سلیم، هر چمنی را که بود گردیدم

به بینوایی من، مرغ بینوایی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲سحر به سوی چمن یار چون شمال گذشت
  2. شمارهٔ ۱۷۳دلم از آبلهٔ غم چو کف سوخته است
  3. شمارهٔ ۱۷۴پیش رویش مژه را قدرت جنبیدن نیست
  4. شمارهٔ ۱۷۵کدام دل که ز تاب حسد گداخته نیست
  5. شمارهٔ ۱۷۶سخن ما که بتان را غم کس یک مو نیست
  6. شمارهٔ ۱۷۷رنگ سخنت زان لب جان پرور سرخ است
  7. شمارهٔ ۱۷۸چو زاهد در دماغم شوری از وسواس پیچیده‌ست
  8. شمارهٔ ۱۷۹خاک راهیم و غبار ما چو آب گوهر است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.