پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

زلف تو رنگ و بوی ز عنبر گرفته است

لعل لب تو شیر ز شکر گرفته است

با ما چنان که بود دلت، نیست این زمان

آیینه ی تو صورت دیگر گرفته است

مکتوب وصل را دلم از شوق همچو طفل

صد بار خوانده و دگر از سر گرفته است

سرو از برای خویش در ایام قد او

تعلیم نوحه را ز صنوبر گرفته است

آیینه می کند ز جهان آبرو طلب

با آنکه عبرتی ز سکندر گرفته است

بر من ترحم است نه بر گل، که عمر را

من مفت دادم از کف و او زر گرفته است

تنها نه اعتراض کند موج این محیط

هر قطره نکته ای به شناور گرفته است

دارند نسبتی، که ز ناهید، آسمان

دختر به تاک داده و دختر گرفته است

واعظ ز بس که عاشق منبر بود، دلش

در سینه شکل بار صنوبر گرفته است

یارب چه گل شکفته ز مکتوب ما، که باز

باد صبا ملول و کبوتر گرفته است

چون لشکر شکسته بر اطراف عارضش

هر تار زلف او ره دیگر گرفته است

هرگز کسی نیافته ره در حریم وصل

بیهوده چند حلقه زنی، در گرفته است

باز از هوای شعله ی رخساره ای، سلیم

چون شمع کشته، سوختن از سر گرفته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱ای گل شکفته شو که به جا می‌فرستمت
  2. شمارهٔ ۱۷۲سحر به سوی چمن یار چون شمال گذشت
  3. شمارهٔ ۱۷۳دلم از آبلهٔ غم چو کف سوخته است
  4. شمارهٔ ۱۷۴پیش رویش مژه را قدرت جنبیدن نیست
  5. شمارهٔ ۱۷۵کدام دل که ز تاب حسد گداخته نیست
  6. شمارهٔ ۱۷۶سخن ما که بتان را غم کس یک مو نیست
  7. شمارهٔ ۱۷۷رنگ سخنت زان لب جان پرور سرخ است
  8. شمارهٔ ۱۷۸چو زاهد در دماغم شوری از وسواس پیچیده‌ست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.