پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸

جهان ز بی خبران چون مکان گله شده ست

غنیمت است که غم پاسبان گله شده ست

فغان ز پرورش آسمان که این قصاب

برای مصلحتی مهربان گله شده ست

فغان من ز رکاب هلال پای کشید

که از ستاره رهش در میان گله شده ست

بتان فتاده همه مست و پاسبان ساقی ست

کجاست گرگ، که یوسف شبان گله شده ست

سلیم این قدر از گرگ غم خبر دارم

که روی دشت پر از استخوان گله شده ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰فغان که در ره ما بانگی از درایی نیست
  2. شمارهٔ ۱۷۱ای گل شکفته شو که به جا می‌فرستمت
  3. شمارهٔ ۱۷۲سحر به سوی چمن یار چون شمال گذشت
  4. شمارهٔ ۱۷۳دلم از آبلهٔ غم چو کف سوخته است
  5. شمارهٔ ۱۷۴پیش رویش مژه را قدرت جنبیدن نیست
  6. شمارهٔ ۱۷۵کدام دل که ز تاب حسد گداخته نیست
  7. شمارهٔ ۱۷۶سخن ما که بتان را غم کس یک مو نیست
  8. شمارهٔ ۱۷۷رنگ سخنت زان لب جان پرور سرخ است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.