پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

رسید موسم پیری و وقت عجز و نیاز است

چو شمع صبح، وجودم تمام سوز و گداز است

سرم گرفته به دل الفت از خمیدن قامت

به سجده گاه صراحی، پیاله مهر نماز است

ز طول عمر نیابد کسی ز مرگ رهایی

چه سود مرغ گرفتار را که رشته دراز است

ز توبه کردن من، می کشان دیر مغان را

نه رغبت می گلگون، نه ذوق نغمهٔ ساز است

دل پیاله پر از ناله همچو سینهٔ کبک است

دهان هر بط می بسته همچو دیدهٔ باز است

سلیم لایق چنگ خمیده قامتم اکنون

نوای گریه و زاری و پنج گاه نماز است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲بیا که صحبت مرغان بوستان گرم است
  2. شمارهٔ ۱۶۳مرا ز آتش تب مغز استخوان خنک است
  3. شمارهٔ ۱۶۴ز من شکایت آن جورپیشه برعکس است
  4. شمارهٔ ۱۶۵زاهد همه عمرم به می ناب گذشته ست
  5. شمارهٔ ۱۶۶بی‌تو در بزم طرب بس که دلم محزون است
  6. شمارهٔ ۱۶۷دلم از یاد چشم گلرخان راه خرابات است
  7. شمارهٔ ۱۶۸جهان ز بی خبران چون مکان گله شده ست
  8. شمارهٔ ۱۶۹زلف تو رنگ و بوی ز عنبر گرفته است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.