پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۹

نه در کلاه نمد راحتی، نه در تاج است

که پادشاه و گدا، هر که هست، محتاج است

همه ز کاسه ی سر خیزدم جنون، آری

حباب، بیضه ی مرغابیان امواج است

ز جان به رغبت خود می توان گذشت، ولی

عطا به زور چو خواهند از کسی، باج است

اگر به میکده منصور بگذرد، داند

که هر که هست درو چند مرده حلاج است

ببین به کینه ی افلاک و رحم کن به سلیم

که تیر هفت کماندار را یک آماج است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۱زهی ز شوق لبت زاهدان شراب پرست
  2. شمارهٔ ۱۶۲بیا که صحبت مرغان بوستان گرم است
  3. شمارهٔ ۱۶۳مرا ز آتش تب مغز استخوان خنک است
  4. شمارهٔ ۱۶۴ز من شکایت آن جورپیشه برعکس است
  5. شمارهٔ ۱۶۵زاهد همه عمرم به می ناب گذشته ست
  6. شمارهٔ ۱۶۶بی‌تو در بزم طرب بس که دلم محزون است
  7. شمارهٔ ۱۶۷دلم از یاد چشم گلرخان راه خرابات است
  8. شمارهٔ ۱۶۸جهان ز بی خبران چون مکان گله شده ست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.