پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۱

زهی ز شوق لبت زاهدان شراب پرست

چو گل به دور رخت شبنم آفتاب پرست

چه قاتلی تو ندانم که خضر بر لب جوی

به یاد تیغ تو شد همچو سبزه آب پرست

طواف چشم بتان واجب است بر دل ما

شرابخانه بود کعبه ی شراب پرست

چنان ز مقدم قاصد خوشم به مژده ی وصل

که از ستاره ی صبح است آفتاب پرست

قدم نمی نهد از ننگ شمع در محفل

بود به کوی تو پروانه ماهتاب پرست

ز پیچ و تاب چو افتد سلیم می میرد

کسی مباد چو زلف تو پیچ و تاب پرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۳مرا ز آتش تب مغز استخوان خنک است
  2. شمارهٔ ۱۶۴ز من شکایت آن جورپیشه برعکس است
  3. شمارهٔ ۱۶۵زاهد همه عمرم به می ناب گذشته ست
  4. شمارهٔ ۱۶۶بی‌تو در بزم طرب بس که دلم محزون است
  5. شمارهٔ ۱۶۷دلم از یاد چشم گلرخان راه خرابات است
  6. شمارهٔ ۱۶۸جهان ز بی خبران چون مکان گله شده ست
  7. شمارهٔ ۱۶۹زلف تو رنگ و بوی ز عنبر گرفته است
  8. شمارهٔ ۱۷۰فغان که در ره ما بانگی از درایی نیست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.