پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۴

ز بس اشک نیازم خاکسار است

شود چون خشک، در چشمم غبار است

تنم می بالد از هر زخم خوردن

به طبعم آب تیغش سازگار است

به غیر از زهر حسرت روزی ام نیست

کلید رزق من دندان مار است

همین گل نیست از شوقش پریشان

ز شبنم گریه بر مژگان خار است

سلیم آن گونه افزاید جنون را

که گویی روی او روی بهار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۶دل به یک زمزمه، چون آینه، پرداز گرفت
  2. شمارهٔ ۱۵۷در باغ هر گلی ز تو در خون تازه ای ست
  3. شمارهٔ ۱۵۸سروکارم نه به کفر و نه به دین می بایست
  4. شمارهٔ ۱۵۹نه در کلاه نمد راحتی، نه در تاج است
  5. شمارهٔ ۱۶۰رسید موسم پیری و وقت عجز و نیاز است
  6. شمارهٔ ۱۶۱زهی ز شوق لبت زاهدان شراب پرست
  7. شمارهٔ ۱۶۲بیا که صحبت مرغان بوستان گرم است
  8. شمارهٔ ۱۶۳مرا ز آتش تب مغز استخوان خنک است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.