پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

آنکه پیغامی به سوی او برد از ما، دل است

نامهٔ بی‌طاقتان بر بال مرغ بسمل است

بر کمر دامن زدم بر عزم رفتن همچو سرو

نیستم از بیخودی آگه که پایم در گل است

در وداعش گر نرفتم، احتیاج عذر نیست

دوست می داند که استقبال هجران مشکل است

در جهان از من ندیده هیچ کس مظلوم تر

می کنم این دعوی و کسری گواه عادل است

گر سلیم از ما گریزند آشنایان، دور نیست

کی شود همصحبت دیوانه، هر کس عاقل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵میان عافیت و روزگار ما جنگ است
  2. شمارهٔ ۱۵۶دل به یک زمزمه، چون آینه، پرداز گرفت
  3. شمارهٔ ۱۵۷در باغ هر گلی ز تو در خون تازه ای ست
  4. شمارهٔ ۱۵۸سروکارم نه به کفر و نه به دین می بایست
  5. شمارهٔ ۱۵۹نه در کلاه نمد راحتی، نه در تاج است
  6. شمارهٔ ۱۶۰رسید موسم پیری و وقت عجز و نیاز است
  7. شمارهٔ ۱۶۱زهی ز شوق لبت زاهدان شراب پرست
  8. شمارهٔ ۱۶۲بیا که صحبت مرغان بوستان گرم است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.