پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱

روی نیکوی ترا تندی خو در کار است

در چمن ایمنی از خار سر دیوار است

تارهای کفنم ریشه ی گل شد در خاک

از هوای تو سر تربت من گلزار است

با تو خوش بود طرب، تا تو ز محفل رفتی

جام می بی مزه همچون دهن بیمار است

خنده بر سرو مکن این همه در محفل خویش

جامه ی کوتهش اولی ست که خدمتگار است

باغبان چند به ما منت بیهوده نهد

وعده ی ما و تو ای گل به سر بازار است

از کدورت، به کف اهل صفا، پنداری

برگ سبزی ست، ز بس آینه در زنگار است

از وطن عربده جو را به غریبی بفرست

سیل از کوه به صحرا چو رود، هموار است

هردم آید ز ته چاه دگر فریادش

ناله ی یوسف ما نغمه ی موسیقار است

بس که بی برگ و نوا شد ز خزان باغ، سلیم

باغبان را گل کاغذ به سر دستار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳آنکه پیغامی به سوی او برد از ما، دل است
  2. شمارهٔ ۱۵۴ز بس اشک نیازم خاکسار است
  3. شمارهٔ ۱۵۵میان عافیت و روزگار ما جنگ است
  4. شمارهٔ ۱۵۶دل به یک زمزمه، چون آینه، پرداز گرفت
  5. شمارهٔ ۱۵۷در باغ هر گلی ز تو در خون تازه ای ست
  6. شمارهٔ ۱۵۸سروکارم نه به کفر و نه به دین می بایست
  7. شمارهٔ ۱۵۹نه در کلاه نمد راحتی، نه در تاج است
  8. شمارهٔ ۱۶۰رسید موسم پیری و وقت عجز و نیاز است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.