پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

شکفتگی به گل رویت آرزومند است

نهال حسن ترا با بهار پیوند است

ز رشک عشق خورم خون عندلیبان را

که دوست نیست گل، اما به دوست مانند است

ز شغل گریه زمانی نمی شود فارغ

مژه به دیده ی من پنجه ی هنرمند است

به یک نگاه برد صدهزار دل از دست

ببین معامله ی عشق، چند در چند است

ز ضبط گریه چه خصمی به جان خود داری؟

که جو خراب شود پیش آب چون بند است

خطای یکدگر از دوستی نمی بینند

گناه اهل محبت چو عیب فرزند است

ترا چه کار به صورت، نظر به معنی کن

شکسته است دل اما درست پیوند است

ترا ز پاس دل خستگان چه عار آید

که بنده ای تو و این خانه ی خداوند است

چه می شود که ازان آیتی بیاموزی

همین نه مصحف تنها برای سوگند است

سلیم را نبری نام پیش او قاصد

بگو کسی به تو بسیار آرزمند است!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲هنوزم از هوس عشق، خارخاری هست
  2. شمارهٔ ۱۵۳آنکه پیغامی به سوی او برد از ما، دل است
  3. شمارهٔ ۱۵۴ز بس اشک نیازم خاکسار است
  4. شمارهٔ ۱۵۵میان عافیت و روزگار ما جنگ است
  5. شمارهٔ ۱۵۶دل به یک زمزمه، چون آینه، پرداز گرفت
  6. شمارهٔ ۱۵۷در باغ هر گلی ز تو در خون تازه ای ست
  7. شمارهٔ ۱۵۸سروکارم نه به کفر و نه به دین می بایست
  8. شمارهٔ ۱۵۹نه در کلاه نمد راحتی، نه در تاج است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.