پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷

هر چه گوید ز بقا عمر سبکسر، باد است

کشتیی را چه ثبات است که لنگر باد است

دهر را مرکز خاکش همه نقشی ست بر آب

تا ببینی فلکش هم گرهی بر باد است

بلبلان پای کشیدند ز اطراف چمن

می رود آنکه درین باغ سراسر، باد است

ناله غم می برد از دل، که گر از مهر کسی

می کند پاک غبار از رخ اخگر، باد است

نامه چون شعله به بال و پر او پیچیده ست

آنکه دارد خبر از حال کبوتر، باد است

مانده در ورطه ی عشقم نفس سوخته ای

توشه ی راه در انبان شناور باد است

در پس و پیش خطرهاست درین بحر سلیم

از پی کشتی ام آتش، ز برابر باد است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۹حاجت به گل ندارد، آن سر که کج کلاه است
  2. شمارهٔ ۱۵۰شکفتگی به گل رویت آرزومند است
  3. شمارهٔ ۱۵۱روی نیکوی ترا تندی خو در کار است
  4. شمارهٔ ۱۵۲هنوزم از هوس عشق، خارخاری هست
  5. شمارهٔ ۱۵۳آنکه پیغامی به سوی او برد از ما، دل است
  6. شمارهٔ ۱۵۴ز بس اشک نیازم خاکسار است
  7. شمارهٔ ۱۵۵میان عافیت و روزگار ما جنگ است
  8. شمارهٔ ۱۵۶دل به یک زمزمه، چون آینه، پرداز گرفت
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.