پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶

چراغان سینه ام از داغ عشق لاله رویان است

ز دل آهی که می خیزد مرا، دود چراغان است

سرشک آتشین می جوشدم از چشم همچون شمع

درین مکتب پر پروانه طفلان را گلستان است

حصار عافیت جز کنج تنهایی نمی باشد

که فانوس چراغ لاله دامان بیابان است

متاعی هر که دارد، رو به این بازار می آرد

محبت شهر و بر اطراف او عالم دهستان است

به گلشن می توان تحقیق کار این جهان کردن

که گل مجموعه ی تعبیر این خواب پریشان است

به غیر از خنده ی آن لب، علاجی نیست دردم را

که مرهمدان این زخمی که من دارم نمکدان است

سیاهی می زند هندوستان از حسن بر عالم

یکی از جمله ی سبزان ته گلگون او پان است

درین گلشن اگر جمعیتی بینی، تعجب کن

پریشانی فراوان است اینجا سنبلستان است

سلیم از رهگذار خوش‌خرامی چون توان رفتن؟

که چون از خانه می‌آید به مکتب، عید طفلان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸دلم همیشه ز آشوب عشق بی تاب است
  2. شمارهٔ ۱۴۹حاجت به گل ندارد، آن سر که کج کلاه است
  3. شمارهٔ ۱۵۰شکفتگی به گل رویت آرزومند است
  4. شمارهٔ ۱۵۱روی نیکوی ترا تندی خو در کار است
  5. شمارهٔ ۱۵۲هنوزم از هوس عشق، خارخاری هست
  6. شمارهٔ ۱۵۳آنکه پیغامی به سوی او برد از ما، دل است
  7. شمارهٔ ۱۵۴ز بس اشک نیازم خاکسار است
  8. شمارهٔ ۱۵۵میان عافیت و روزگار ما جنگ است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.