پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

شمع بر روی تو سرگرم نگاه افتاده ست

کار آیینه ز شوق تو به آه افتاده ست

در سرشت همه کس شوق تو مادرزاد است

از رحم در طلبت طفل به راه افتاده ست

لاله زار است سر کوی تو گویی که درو

رفته سرها همه بر باد و کلاه افتاده ست

گل دگر خنده ای از چهچه بلبل دارد

در ره این چمن آیا که به چاه افتاده ست

کرده نفرین جهان هر که گذشته ست سلیم

که بت راهزنی بر سر راه افتاده ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷هر چه گوید ز بقا عمر سبکسر، باد است
  2. شمارهٔ ۱۴۸دلم همیشه ز آشوب عشق بی تاب است
  3. شمارهٔ ۱۴۹حاجت به گل ندارد، آن سر که کج کلاه است
  4. شمارهٔ ۱۵۰شکفتگی به گل رویت آرزومند است
  5. شمارهٔ ۱۵۱روی نیکوی ترا تندی خو در کار است
  6. شمارهٔ ۱۵۲هنوزم از هوس عشق، خارخاری هست
  7. شمارهٔ ۱۵۳آنکه پیغامی به سوی او برد از ما، دل است
  8. شمارهٔ ۱۵۴ز بس اشک نیازم خاکسار است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.