پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

ساغر گلی ز گلشن بیهوشی من است

سرمه غبار کوچه ی خاموشی من است

من شعله ام، نهان نتوان داشت شعله را

ایام بی سبب پی خس پوشی من است

فصل بهار و مستی مرغان تمام شد

آمد خزان و وقت قدح نوشی من است

نازم به رازداری خود چون صدف که بحر

از موج، جمله لب پی سرگوشی من است

پیراهنم ز یاد لبش بوی می گرفت

خمیازه سینه چاک هم آغوشی من است

در هر لباس، جوهر زیبندگی خوش است

آیینه داغ طرز نمدپوشی من است

ساغر سلیم من به حریفان نمی دهم

موقوف مستی تو به بیهوشی من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶چراغان سینه ام از داغ عشق لاله رویان است
  2. شمارهٔ ۱۴۷هر چه گوید ز بقا عمر سبکسر، باد است
  3. شمارهٔ ۱۴۸دلم همیشه ز آشوب عشق بی تاب است
  4. شمارهٔ ۱۴۹حاجت به گل ندارد، آن سر که کج کلاه است
  5. شمارهٔ ۱۵۰شکفتگی به گل رویت آرزومند است
  6. شمارهٔ ۱۵۱روی نیکوی ترا تندی خو در کار است
  7. شمارهٔ ۱۵۲هنوزم از هوس عشق، خارخاری هست
  8. شمارهٔ ۱۵۳آنکه پیغامی به سوی او برد از ما، دل است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.