پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

کجا موافق طبع تو ای خردمند است

شراب ما که به تلخی چو خون فرزند است

چه نسبت است به لاف بلندپروازی

مرا که بال و پرم همچو تیر پیوند است

درازی شب هجران ز حد گذشت، مگر

گلوی مرغ سحر همچو نی پر از بند است؟

ببین چه بر سر یعقوب آمد از یوسف

وفا مجوی ز معشوق اگرچه فرزند است

برای داغ نخواهد فتیله تا ز کسی

چو بید، جامه ی مجنون او همه بند است

زبان موافق دل کن سلیم وقت سخن

که شاخ، میوه نکوتر دهد چو پیوند است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵شمع بر روی تو سرگرم نگاه افتاده ست
  2. شمارهٔ ۱۴۶چراغان سینه ام از داغ عشق لاله رویان است
  3. شمارهٔ ۱۴۷هر چه گوید ز بقا عمر سبکسر، باد است
  4. شمارهٔ ۱۴۸دلم همیشه ز آشوب عشق بی تاب است
  5. شمارهٔ ۱۴۹حاجت به گل ندارد، آن سر که کج کلاه است
  6. شمارهٔ ۱۵۰شکفتگی به گل رویت آرزومند است
  7. شمارهٔ ۱۵۱روی نیکوی ترا تندی خو در کار است
  8. شمارهٔ ۱۵۲هنوزم از هوس عشق، خارخاری هست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.