پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

مرا ز راز دو عالم، سخن بلندتر است

حدیث اهل محبت ز عالم دگر است

بیا که موسم گل چون نسیم در گذر است

بط شراب چو طاووس مست جلوه گر است

ز رفتن شب و وقت گل چراغ چه غم

پیاله گیر که فصل شکوفه ی سحر است

حریف کاسه ی چشم سیاه مست تو نیست

دلم که از گل رعنا تنک شراب تر است

ازان همیشه سر من به زیر بال خود است

که از هما به خودم اعتقاد بیشتر است

برای رفتن دوزخ بهانه می خواهم

بهشت ورنه مرا جای خانه ی پدر است

کجاست خرقه که خاشاک خشک پیکر ما

ز برق ابر سیاه سمور در خطر است

ره نسیم چمن بس که از قفس بستند

گذشت فصل گل و عندلیب بی خبر است

بهشت باده پرستان سلیم پای خم است

به این دلیل که میخانه عالم دگر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴ساغر گلی ز گلشن بیهوشی من است
  2. شمارهٔ ۱۴۵شمع بر روی تو سرگرم نگاه افتاده ست
  3. شمارهٔ ۱۴۶چراغان سینه ام از داغ عشق لاله رویان است
  4. شمارهٔ ۱۴۷هر چه گوید ز بقا عمر سبکسر، باد است
  5. شمارهٔ ۱۴۸دلم همیشه ز آشوب عشق بی تاب است
  6. شمارهٔ ۱۴۹حاجت به گل ندارد، آن سر که کج کلاه است
  7. شمارهٔ ۱۵۰شکفتگی به گل رویت آرزومند است
  8. شمارهٔ ۱۵۱روی نیکوی ترا تندی خو در کار است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.