پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۷

ای سر زلفت هزار سلسله عاقل

ساخته دیوانه داده جا بسلاسل

صحبت لعل لب تو قند مکرر

شرح فراق رخ تو زهر هلاهل

صورت محض است و غافلست ز معنی

آنکه شد از عشق صورتی چو تو غافل

من ز تو حیرانم و از آنکه نباشد

چون من حیران بروی خوب تو مایل

لطمه بصورت زد از خجالت خود ماه

گشت چو با ماه عارض تو مقابل

خاتم پیغمبران حسنی و صد حیف

آیه مهر و وفا نشد بتو نازل

گر نه رقیب من است این تن خاکی

از چه میان من و تو آمده حایل

فیض دو گیتی گرت هواست صغیرا

درک مسائل نما و ترک رذائل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۹بتی نهفته بخلوت سرای جان دارم
  2. شمارهٔ ۳۰۰دانی چرا در سیر خود بر خویش میلرزد قلم
  3. شمارهٔ ۳۰۱ما می‌کشان چو بادهٔ گلنار می‌زنیم
  4. شمارهٔ ۳۰۲من آن نیم که ز سوی تو رو بگردانم
  5. شمارهٔ ۳۰۳گر من از طعن رقیبان تو اندیشه کنم
  6. شمارهٔ ۳۰۴به تو حیران شدن از چشم تر‌ آموخته‌ام
  7. شمارهٔ ۳۰۵یار نگذارد اگر لعل شکر خایش ببوسم
  8. شمارهٔ ۳۰۶سر و جان داده گدای در میخانه شدیم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.