پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۶

گم گردد آسمان و زمین در فضای دل

مرغی است جبرئیل‌ امین در هوای دل

از دل متاب رخ که توانی جمال حق

بینی عیان در آینهٔ حق نمای دل

خلد برین که آن همه وصفش شنیدهٔی

عکسی بود ز روضهٔ دارالصفای دل

چون گشت کاروان وجود از عدم روان

دل پیش بود و کون و مکان در قفای دل

بین دل برای کیست که شد خلق عالمی

بهر تو و تو خلق شدی از برای دل

آن سلطنت که بهر سلیمان دهند شرح

دادش خدا از آنکه شد از جان گدای دل

اوصاف دل چسان من بی دل کنم بیان

از دل که آگه است بغیر از خدای دل

این گونه گونه رنگ که بینی بود تمام

انوار روی شاهد خلوت سرای دل

با آنکه آسمان وزمین نیست در خورش

گنجد بدل خدای بنازم فضای دل

جای خدا بدل بود این خود معین است

آن سینه را بجو که در آن هست جای دل

حق را مکان بدل بود و بس ز حق صغیر

بیگانه است هر که نشد آشنای دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۸نه ملک دان سبب افتخار خویش و نه مال
  2. شمارهٔ ۲۹۹بتی نهفته بخلوت سرای جان دارم
  3. شمارهٔ ۳۰۰دانی چرا در سیر خود بر خویش میلرزد قلم
  4. شمارهٔ ۳۰۱ما می‌کشان چو بادهٔ گلنار می‌زنیم
  5. شمارهٔ ۳۰۲من آن نیم که ز سوی تو رو بگردانم
  6. شمارهٔ ۳۰۳گر من از طعن رقیبان تو اندیشه کنم
  7. شمارهٔ ۳۰۴به تو حیران شدن از چشم تر‌ آموخته‌ام
  8. شمارهٔ ۳۰۵یار نگذارد اگر لعل شکر خایش ببوسم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.