پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۵

از آنکه گنج غمت جا گرفت در دل خاک

بعشق خاک همی دور میزند افلاک

چو دیدم ابروی محرابی تو دانستم

که چیست سر سجود فرشتگان بر خاک

مرا مران ز در خویش و هر چه خواهی کن

که جز ز درد جدائیت من ندارم باک

هزار مرتبه از عمر جاودان خوشتر

اگر تو تیغ کشی بر سرم بقصد هلاک

خوش است دل بحبیبی مرا و از بر تو

نمیبرم دل خود را که لاحبیب سواک

مگو صغیر چه دیدی ز تیغ ابرویم

ببین بر این دل مجروح و سینهٔ صدچاک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۷ای سر زلفت هزار سلسله عاقل
  2. شمارهٔ ۲۹۸نه ملک دان سبب افتخار خویش و نه مال
  3. شمارهٔ ۲۹۹بتی نهفته بخلوت سرای جان دارم
  4. شمارهٔ ۳۰۰دانی چرا در سیر خود بر خویش میلرزد قلم
  5. شمارهٔ ۳۰۱ما می‌کشان چو بادهٔ گلنار می‌زنیم
  6. شمارهٔ ۳۰۲من آن نیم که ز سوی تو رو بگردانم
  7. شمارهٔ ۳۰۳گر من از طعن رقیبان تو اندیشه کنم
  8. شمارهٔ ۳۰۴به تو حیران شدن از چشم تر‌ آموخته‌ام
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.