پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۲

ای دیده و دل هر دو بدار تو شایق

آزاد گرفتار تو از قید علایق

روی تو چو خورشید هویداست و لیکن

هر دیده نباشد بتماشای تو لایق

هر کس که چو من دیده بروی تو کند باز

جا دارد اگر چشم بپوشد ز خلایق

عشق تو بنازیم که فایق بفلک شد

با اینکه فلک بر همه کس آمده فایق

جز دفتر دل کان رقم خامهٔ صنع است

از هیچ کتابی نشود درک حقایق

مانند صغیر آی سوی میکده زاهد

کز مدرسه حاصل نشود کشف دقایق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۴بفشان شکری از لعل لب ای کان نمک
  2. شمارهٔ ۲۹۵از آنکه گنج غمت جا گرفت در دل خاک
  3. شمارهٔ ۲۹۶گم گردد آسمان و زمین در فضای دل
  4. شمارهٔ ۲۹۷ای سر زلفت هزار سلسله عاقل
  5. شمارهٔ ۲۹۸نه ملک دان سبب افتخار خویش و نه مال
  6. شمارهٔ ۲۹۹بتی نهفته بخلوت سرای جان دارم
  7. شمارهٔ ۳۰۰دانی چرا در سیر خود بر خویش میلرزد قلم
  8. شمارهٔ ۳۰۱ما می‌کشان چو بادهٔ گلنار می‌زنیم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.