پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۰

صد شکر فارغم ز تماشای باغ و راغ

کز یاد گلرخی است مصفا دلم چو باغ

صد چاک باد همچو گل از نیش خار غم

هر دل ز عشق یار ندارد چو لاله داغ

دارند جلوه ماه‌وشان پیش یار من

گر پیش آفتاب دهد روشنی چراغ

از زلف او سراغ دل خویش میکنم

آری کند ز گمشده‌اش هر کسی سراغ

جانم ز زهد خشگ ملولست ساقیا

لطفی کن و ز باده مرا ساز تر دماغ

یکباره از دو جرعهٔ می، سوخت هستیم

ساقی چه باده بود مرا ریخت در ایاغ

پیوسته نام می‌بری از خویشتن صغیر

گر عاشقی ز خویش نداری چرا فراغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۲ای دیده و دل هر دو بدار تو شایق
  2. شمارهٔ ۲۹۳هست این کون و مکان گوی خم چوگان عشق
  3. شمارهٔ ۲۹۴بفشان شکری از لعل لب ای کان نمک
  4. شمارهٔ ۲۹۵از آنکه گنج غمت جا گرفت در دل خاک
  5. شمارهٔ ۲۹۶گم گردد آسمان و زمین در فضای دل
  6. شمارهٔ ۲۹۷ای سر زلفت هزار سلسله عاقل
  7. شمارهٔ ۲۹۸نه ملک دان سبب افتخار خویش و نه مال
  8. شمارهٔ ۲۹۹بتی نهفته بخلوت سرای جان دارم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.