پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

من و ترا بسخن کرده او بهانهٔ خویش

که خوبگوید و خود بشنود فسانهٔ خویش

ببین ببزم که نائی چگونه از لب خود

دمد به نای و دهد گوش بر ترانهٔ خویش

من و خرابی دل بعد ازین که آن دلبر

خراب کرد دلم را و ساخت خانهٔ خویش

بدامن ار فکنم طفل اشگ این نه عجب

دهم بدامن خود جای نازدانهٔ خویش

گرفته مرغ دلم خو چنان بدان خم زلف

که یاد می‌نکند هیچ ز آشیانهٔ خویش

بهشت آن تو زاهد همین بس است مرا

که خواند پیر مغانم بر آستانهٔ خویش

بیاب از دل درویش گوهر مقصود

که ساخته است حق این گنج را خزانهٔ خویش

روا بود که دهد هر دو کون را از کف

صغیر در طلب دلبر یگانهٔ خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷دلم بیمار و یاد چشم بیماری پرستارش
  2. شمارهٔ ۲۷۸آنکه گشتیم و نجستیم در اطراف جهانش
  3. شمارهٔ ۲۷۹کسی که سرمه نکرد از غبار رهگذرش
  4. شمارهٔ ۲۸۰در گردنش آویخته گیسوی بلندش
  5. شمارهٔ ۲۸۱در خمر طرهٔ طرار کمند اندازش
  6. شمارهٔ ۲۸۲سلطان نفس خود شو و مالک رقاب باش
  7. شمارهٔ ۲۸۳گر کنم از برگ گل اندیشهٔ پیراهنش
  8. شمارهٔ ۲۸۴دوستان با که دهم شرح پریشانی خویش
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.