پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۹

کسی که سرمه نکرد از غبار رهگذرش

نبود اهل نظر خاک عالمی بسرش

بسینه دل ز طپیدن هم او فتاد افغان

که ماند در قفس اینمرغ و ریخت بال و پرش

ببرد حاصل ایام زندگانی خویش

کسی که در همهٔ عمر دید یک نظرش

اگر نه وصف لبش را به غنچه گفت صبا

ز چیست چوندل من گشت پر ز خون جگرش

بود حرام کنند ار سخن ز آب بقا

در آن مقام که صحبت رود ز خاک درش

به روزگار بیاموخت هر کسی هنری

صغیر عاشقی‌ آموخت این بود هنرش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۱در خمر طرهٔ طرار کمند اندازش
  2. شمارهٔ ۲۸۲سلطان نفس خود شو و مالک رقاب باش
  3. شمارهٔ ۲۸۳گر کنم از برگ گل اندیشهٔ پیراهنش
  4. شمارهٔ ۲۸۴دوستان با که دهم شرح پریشانی خویش
  5. شمارهٔ ۲۸۵برفت عمر و نگشتم ز هجر یار خلاص
  6. شمارهٔ ۲۸۶ز پرده گر کنی ایماه وش عیان عارض
  7. شمارهٔ ۲۸۷بی دوست دست می‌ندهد بهر ما نشاط
  8. شمارهٔ ۲۸۸شکر می‌ریزد از دیوان حافظ
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.