پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۵

برفت عمر و نگشتم ز هجر یار خلاص

نشد دلم ز غم و رنج بیشمار خلاص

کجایی ای اجل ای چاره ساز مهجوران

بیا که سازیم از درد انتظار خلاص

چرا نه پای اجل بوسم از سر رغبت

که مینمایدم از دست روزگار خلاص

براستی که رود هر که از جهان بیرون

شود ز بازی این چرخ کجمدار خلاص

چه سالهاست که دارم بدل غمی زانغم

ندانم آنکه شوم کی من فکار خلاص

خلاص یافتم از صد هزار غم بجهان

وزین غمم نشود جان بیقرار خلاص

صغیر از آن طلبم مرک تا مگر گردم

از این غمی که بدان گشته‌ام دچار خلاص

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۷بی دوست دست می‌ندهد بهر ما نشاط
  2. شمارهٔ ۲۸۸شکر می‌ریزد از دیوان حافظ
  3. شمارهٔ ۲۸۹ای بندهٔ رخسار تو خورشید مشعشع
  4. شمارهٔ ۲۹۰صد شکر فارغم ز تماشای باغ و راغ
  5. شمارهٔ ۲۹۱عمریست تا به تیر غمت گشته‌ام هدف
  6. شمارهٔ ۲۹۲ای دیده و دل هر دو بدار تو شایق
  7. شمارهٔ ۲۹۳هست این کون و مکان گوی خم چوگان عشق
  8. شمارهٔ ۲۹۴بفشان شکری از لعل لب ای کان نمک
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.