پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۸

شکر می‌ریزد از دیوان حافظ

زهی نطق شکر افشان حافظ

متاع معرفت گر کس بخواهد

بگو آن می‌خر از دکان حافظ

بیانش جانمحض و محض جانست

هزاران آفرین بر جان حافظ

به هر کس بنگری در دست دارد

گل خوشبویی از بستان حافظ

طمع بر چشمهٔ حیوان چه بندی

بنوش از چشمه حیوان حافظ

ز دامان ها برد آلودگی این

بود از پاکی دامان حافظ

حریفان سخن پرداز دانند

به میدان سخن جولان حافظ

غزل گفتن بذوق اهل عرفان

بعالم ختم شد بر شان حافظ

صغیر از بند غم یابد رهایی

گشاید هر زمان دیوان حافظ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۰صد شکر فارغم ز تماشای باغ و راغ
  2. شمارهٔ ۲۹۱عمریست تا به تیر غمت گشته‌ام هدف
  3. شمارهٔ ۲۹۲ای دیده و دل هر دو بدار تو شایق
  4. شمارهٔ ۲۹۳هست این کون و مکان گوی خم چوگان عشق
  5. شمارهٔ ۲۹۴بفشان شکری از لعل لب ای کان نمک
  6. شمارهٔ ۲۹۵از آنکه گنج غمت جا گرفت در دل خاک
  7. شمارهٔ ۲۹۶گم گردد آسمان و زمین در فضای دل
  8. شمارهٔ ۲۹۷ای سر زلفت هزار سلسله عاقل
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.