پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۶

ز پرده گر کنی ایماه وش عیان عارض

کند ز شرم تو ماه فلک نهان عارض

بهر کجا گذرم شرح عارض تو بود

بحالتی که ندادی بکس نشان عارض

شگفت نیست گر از آسمان بخاک افتد

نمائی ار تو بخورشید آسمان عارض

بدیده روز مرا همچو شام تار کنی

دمی که زلف پریشان کنی بر آن عارض

مگر تو حور بهشتی بدین جمال که ما

چو عارض تو ندیدیم در جهان عارض

ندیده روی قرار و سکون دگر همه عمر

هر آنکه دید چو من از تو دلستان عارض

صغیر گرد جهان گشت و همچو عارض تو

ندید درهمهٔ ماه طلعتان عارض

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۸شکر می‌ریزد از دیوان حافظ
  2. شمارهٔ ۲۸۹ای بندهٔ رخسار تو خورشید مشعشع
  3. شمارهٔ ۲۹۰صد شکر فارغم ز تماشای باغ و راغ
  4. شمارهٔ ۲۹۱عمریست تا به تیر غمت گشته‌ام هدف
  5. شمارهٔ ۲۹۲ای دیده و دل هر دو بدار تو شایق
  6. شمارهٔ ۲۹۳هست این کون و مکان گوی خم چوگان عشق
  7. شمارهٔ ۲۹۴بفشان شکری از لعل لب ای کان نمک
  8. شمارهٔ ۲۹۵از آنکه گنج غمت جا گرفت در دل خاک
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.