پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۳

گر کنم از برگ گل اندیشهٔ پیراهنش

ترسم آسیبی رسد ز اندیشهٔ من بر تنش

از پریشانی بزلفش دارم ار نسبت چه سود

کاش میبودی چو زلفش دستم اندر گردنش

خاک راهش گشته‌ام شاید نهد پا بر سرم

او همی ترسد زمن گردی رسد بر دامنش

تا بتیر غمزه‌ام کرد آن کمان ابرو نشان

شد یقینم هست چشم التفاتی با منش

گر براندازد نقاب از چهره آن یار عزیز

صد چو یوسف خوشه چین باشند گرد خرمنش

عاشقانش را ز رخ آن شهسوار ماهرو

مات سازد تا نگیرد کس عنان توسنش

با همه شیری اسیر چشم او گشتم صغیر

الحذر از نیروی آن آهوی شیرافکنش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵برفت عمر و نگشتم ز هجر یار خلاص
  2. شمارهٔ ۲۸۶ز پرده گر کنی ایماه وش عیان عارض
  3. شمارهٔ ۲۸۷بی دوست دست می‌ندهد بهر ما نشاط
  4. شمارهٔ ۲۸۸شکر می‌ریزد از دیوان حافظ
  5. شمارهٔ ۲۸۹ای بندهٔ رخسار تو خورشید مشعشع
  6. شمارهٔ ۲۹۰صد شکر فارغم ز تماشای باغ و راغ
  7. شمارهٔ ۲۹۱عمریست تا به تیر غمت گشته‌ام هدف
  8. شمارهٔ ۲۹۲ای دیده و دل هر دو بدار تو شایق
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.