پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۴

از آب دیده تا ندهی شستشوی خویش

پاکان نمی دهند تو را ره بکوی خویش

در آرزوی گنج عبث جستجو کنی

ای بیخبر چرا نکنی جستجوی خویش

عمر ابد ز چشمهٔ حیوان مجو مریز

بر خاک بهر آب بقا آبروی خویش

یک ساغرم خراب ابد ساخت از چه خم

این باده کرده پیرمغان در سبوی خویش

بود آنکه آرزوی جهانگیریش بدل

بنگر چگونه برد بگور آرزوی خویش

بیرون ز حد حوصله مگشای پنجه را

یعنی بگیر لقمه بقدر گلوی خویش

چون خار چند مایهٔ آزار مردمی

گلباش و شاد کن دلی از رنگ و بوی خویش

از شش جهت گنه بتو گر بسته ره صغیر

از توبه باز کن در رحمت بروی خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۶چو غنچه خون دلت گر غذاست خندان باش
  2. شمارهٔ ۲۷۷دلم بیمار و یاد چشم بیماری پرستارش
  3. شمارهٔ ۲۷۸آنکه گشتیم و نجستیم در اطراف جهانش
  4. شمارهٔ ۲۷۹کسی که سرمه نکرد از غبار رهگذرش
  5. شمارهٔ ۲۸۰در گردنش آویخته گیسوی بلندش
  6. شمارهٔ ۲۸۱در خمر طرهٔ طرار کمند اندازش
  7. شمارهٔ ۲۸۲سلطان نفس خود شو و مالک رقاب باش
  8. شمارهٔ ۲۸۳گر کنم از برگ گل اندیشهٔ پیراهنش
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.