پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۳

خبر عشق ز هر دل بهوا بسته مپرس

رسم این راه جز از مرد ز خود رسته مپرس

خواهی ار آگهی از ا ین ره پرخوف و خطر

جز از آنراه نوردان جگر خسته مپرس

هست جوئی بره عشق که آن هستی تست

خبر وصل از این جوی تو ناجسته مپرس

این که پیوسته ز خنجر دل من صد چاکست

سببش را جز آن ابروی پیوسته مپرس

گر بپرسد کسی از من که بگو عرش کجاست

گویم این راز مگر از دل بشکسته مپرس

دوش میگفت صغیر این سخن و خوش میگفت

خبر عشق ز هر دل به هوا بسته مپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۵من و ترا بسخن کرده او بهانهٔ خویش
  2. شمارهٔ ۲۷۶چو غنچه خون دلت گر غذاست خندان باش
  3. شمارهٔ ۲۷۷دلم بیمار و یاد چشم بیماری پرستارش
  4. شمارهٔ ۲۷۸آنکه گشتیم و نجستیم در اطراف جهانش
  5. شمارهٔ ۲۷۹کسی که سرمه نکرد از غبار رهگذرش
  6. شمارهٔ ۲۸۰در گردنش آویخته گیسوی بلندش
  7. شمارهٔ ۲۸۱در خمر طرهٔ طرار کمند اندازش
  8. شمارهٔ ۲۸۲سلطان نفس خود شو و مالک رقاب باش
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.