پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

دیدی چگونه عزم سفر آن نگار کرد

آسان گذشت و سخت بما روزگار کرد

غم درد رنج غصه تعب گریه ناله آه

ما را به این دو چار برفت و دچار کرد

زنجیر زلف یار بنازم که یک نظر

هر عاقلش بدید جنون اختیار کرد

با عشق هیبتی است که هر جا ز ره رسید

از آن مقام عقل و دل و دین فرار کرد

بی علم از عمل نبری صرفه ای عزیز

آن مزد کار یافت که دانسته کار کرد

خواهی نجات هر دو جهان بایدت بدل

کامل ولای حیدر دلدل سوار کرد

شاهی که از گدائی درگاه او صغیر

بر خسروان روی زمین افتخار کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸گر نه برقع بر رخ آن مه جبین افتاده بود
  2. شمارهٔ ۲۵۹زان فرقه بپرهیز که پرهیز ندارند
  3. شمارهٔ ۲۶۰مرا که جرم ز اندازه بیشتر باشد
  4. شمارهٔ ۲۶۱هر چه از اصلش جدا گردید باز آنجا رود
  5. شمارهٔ ۲۶۲بزلفش در کشاکش با صبا و شانه خواهم شد
  6. شمارهٔ ۲۶۳یاران ره عشق منزل ندارد
  7. شمارهٔ ۲۶۴مراست نام علی بهر جسم و جان تعویذ
  8. شمارهٔ ۲۶۵هر چه خواهم سخن از زلف تو سازم تحریر
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.