پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۷

شاه اورنگ نشین فکر جهانی دارد

و آن به ره خفتهٔ مسکین غم نانی دارد

درد تو از تو و درمان تو درتست بلی

نکته دریاب سخن ارزش جانی دارد

غم ز تاخیر اجابت چه خوری گاه دعا

تا شود بذر تو نان طول زمانی دارد

از نظر رفت و در‌ آمد به زبان ها عنقا

بی نشان هر که شد از نام نشانی دارد

همچو خورشید بود در بر دانا روشن

اینکه هر ذره ز توحید بیانی دارد

غیر سودای محبت که ندارد جز سود

هر چه سودا بجهان هست زیانی دارد

از دل مرد ز خود رسته طلب عشق خدای

زانکه هر لعل و گهر گنجی و کانی دارد

آن ادیب است که آداب بخلق‌ آموزد

نی کسی کو بدهان چرب زبانی دارد

آنکه از شعر کند رخنه بناموس و شرف

خلق گویند عجب طبع روانی دارد

آن که اندر ره باطل فکند مردم را

بمکافات حق آیا چه گمانی دارد

روح باقیست صغیرا چه سعید و چه شقی

منتهی گاه اجل نقل مکانی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹زان فرقه بپرهیز که پرهیز ندارند
  2. شمارهٔ ۲۶۰مرا که جرم ز اندازه بیشتر باشد
  3. شمارهٔ ۲۶۱هر چه از اصلش جدا گردید باز آنجا رود
  4. شمارهٔ ۲۶۲بزلفش در کشاکش با صبا و شانه خواهم شد
  5. شمارهٔ ۲۶۳یاران ره عشق منزل ندارد
  6. شمارهٔ ۲۶۴مراست نام علی بهر جسم و جان تعویذ
  7. شمارهٔ ۲۶۵هر چه خواهم سخن از زلف تو سازم تحریر
  8. شمارهٔ ۲۶۶دوشین بگوش دلم‌ آمد ز مرغ سحر
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.