پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۰

مرا که جرم ز اندازه بیشتر باشد

خوشم از اینکه به لطف توام نظر باشد

امید من به تو‌ امید زاهدان به عمل

که تا نهال امید که را ثمر باشد

چو بر نخورد کسی در جهان به طول امل

همان به است که‌ آمال مختصر باشد

تو راز ساقی مشفق چو می‌رسد ساغر

به جان بنوش اگر زهر یا شکر باشد

به گاه خسته‌دلی وقت را غنیمت دان

چرا که آه دل خسته با اثر باشد

هنر فسردن دل نیست گر هنر جویی

به دست آر دلی را که این هنر باشد

مخواه راحت و آسایش اندر این عالم

که ذره ذره‌اش اضداد یکدگر باشد

مجوی‌ امن در این کهنه دیر پرآشوب

که نو به نو خطر اندر پی خطر باشد

ملولی از قفس ای طایر روان صغیر

مگر هوای پریدن تو را به سر باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۲بزلفش در کشاکش با صبا و شانه خواهم شد
  2. شمارهٔ ۲۶۳یاران ره عشق منزل ندارد
  3. شمارهٔ ۲۶۴مراست نام علی بهر جسم و جان تعویذ
  4. شمارهٔ ۲۶۵هر چه خواهم سخن از زلف تو سازم تحریر
  5. شمارهٔ ۲۶۶دوشین بگوش دلم‌ آمد ز مرغ سحر
  6. شمارهٔ ۲۶۷روزی ار غم برود نیست مرا یار دگر
  7. شمارهٔ ۲۶۸پیر گشتیم و دل از عشق جوانست هنوز
  8. شمارهٔ ۲۶۹رهد ز زلف تو دل در بر من آید باز
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.