پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

زان فرقه بپرهیز که پرهیز ندارند

زان طایفه بگریز که تمییز ندارند

مردم بفشارند ز ناداری انصاف

یک چیز ندارند و همه چیز ندارند

نیک ار نگری چارهٔ بیچارگی خلق

رحم است که اندر حق خود نیز ندارند

هنگام مصائب به تسلای دل هم

جز حرف غم افزای غم انگیز ندارند

آهنگ حق این مردم غافل ز حق‌ امروز

جز از گلوی مرغ شب آویز ندارند

روز همه همچون شب دیجور سیاه است

چون حرمت مردان سحرخیز ندارند

اصلاح فسادی نکنند از هم و برعکس

در کار هم از مفسده پرهیز ندارند

بنیوش صغیرا سخن اهل صفا را

کاین سلسله حرف غرض‌ آمیز ندارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱هر چه از اصلش جدا گردید باز آنجا رود
  2. شمارهٔ ۲۶۲بزلفش در کشاکش با صبا و شانه خواهم شد
  3. شمارهٔ ۲۶۳یاران ره عشق منزل ندارد
  4. شمارهٔ ۲۶۴مراست نام علی بهر جسم و جان تعویذ
  5. شمارهٔ ۲۶۵هر چه خواهم سخن از زلف تو سازم تحریر
  6. شمارهٔ ۲۶۶دوشین بگوش دلم‌ آمد ز مرغ سحر
  7. شمارهٔ ۲۶۷روزی ار غم برود نیست مرا یار دگر
  8. شمارهٔ ۲۶۸پیر گشتیم و دل از عشق جوانست هنوز
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.