پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

هر چه خواهم سخن از زلف تو سازم تحریر

درهم افتد خط و گردد همه شکل زنجیر

خواب دیدم که رسیدم به لب آب بقا

ای بت نوش لب این خواب چه دارد تعبیر

نالهٔ من که اثر در دل فولاد کند

در دل سخت تو از چیست ندارد تأثیر

نه همین من به کمند تو گرفتارم و بس

کیست آنکس که نباشد بکمند تو اسیر

مژه و ابرویت ای ترک چه خواهند ز خلق

کاین یک از تیغ ببندد ره و آن یک از تیر

خاک کوی تو شود هر که بکوی تو فتد

بسکه خاک سر کوی تو بود دامن گیر

بشبی وصل تو ای یار شود پیر جوان

بدمی هجر تو ای دوست جوان گردد پیر

در مقامی که به عشاق دهی شربت وصل

هست شایسته که اول بچشانی به صغیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷روزی ار غم برود نیست مرا یار دگر
  2. شمارهٔ ۲۶۸پیر گشتیم و دل از عشق جوانست هنوز
  3. شمارهٔ ۲۶۹رهد ز زلف تو دل در بر من آید باز
  4. شمارهٔ ۲۷۰یار عاشق‌کش ما دوش به صد عشوه و ناز
  5. شمارهٔ ۲۷۱دل برگرفته ایم از این خلق بوالهوس
  6. شمارهٔ ۲۷۲قبله ی عشاق طاق ابروی یار است و بس
  7. شمارهٔ ۲۷۳خبر عشق ز هر دل بهوا بسته مپرس
  8. شمارهٔ ۲۷۴از آب دیده تا ندهی شستشوی خویش
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.