پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۱

دل برگرفته ایم از این خلق بوالهوس

مائیم در زمانه و عشق بتی و بس

در انتظار اینکه فتد کاروان براه

داریم گوش جان همه بر نالهٔ جرس

خرم دمی که رخت سوی آشیان کشم

شد مرغ جان ملول در این تنگنا قفس

دارم دلی شکسته و اینست حجتم

کز دل همی شکسته برآید مرا نفس

از لطف خود مرا مکن ای دوست نا امید

زیرا که نیست جز تو‌ امیدم بهیچکس

از خون دل بیاد تو پیمانه می‌کشم

نبود به پای بوس توام چونکه دسترس

در بزم دوست می‌خور و مستی کن ای صغیر

کانجا نه شهنه بر تو برد راه و نی عسس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۳خبر عشق ز هر دل بهوا بسته مپرس
  2. شمارهٔ ۲۷۴از آب دیده تا ندهی شستشوی خویش
  3. شمارهٔ ۲۷۵من و ترا بسخن کرده او بهانهٔ خویش
  4. شمارهٔ ۲۷۶چو غنچه خون دلت گر غذاست خندان باش
  5. شمارهٔ ۲۷۷دلم بیمار و یاد چشم بیماری پرستارش
  6. شمارهٔ ۲۷۸آنکه گشتیم و نجستیم در اطراف جهانش
  7. شمارهٔ ۲۷۹کسی که سرمه نکرد از غبار رهگذرش
  8. شمارهٔ ۲۸۰در گردنش آویخته گیسوی بلندش
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.