پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۰

یار عاشق‌کش ما دوش به صد عشوه و ناز

گفت با زمرهٔ عشاق که آرید نیاز

باری ای عاشق بیچاره مرو جز به نشیب

که به دامان وصالش نرسد دست فراز

عشق پروانه بنازم که به دلخواهی شمع

ترک جان کرده و از شوق به سوز است و گداز

صورت از دست بنه سیرت محمود بیار

تا شوی مقبل محمود حقیقی چو ایاز

کاهلی گر نخوری باده که بهر همه کس

پیر میخانه کریم است و در میکده باز

آن زمانی که رسد سِرّ حقیقت به ظهور

ای بس افسوس که بیهوده خورند اهل مجاز

رند باش و هنر‌ آموز ز رندان قدیم

تا بری گوی هنر از فلک شعبده‌باز

ای صغیرا ز برت این رخت ریا بیرون کن

آستین تو بود کوته و دست تو دراز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۲قبله ی عشاق طاق ابروی یار است و بس
  2. شمارهٔ ۲۷۳خبر عشق ز هر دل بهوا بسته مپرس
  3. شمارهٔ ۲۷۴از آب دیده تا ندهی شستشوی خویش
  4. شمارهٔ ۲۷۵من و ترا بسخن کرده او بهانهٔ خویش
  5. شمارهٔ ۲۷۶چو غنچه خون دلت گر غذاست خندان باش
  6. شمارهٔ ۲۷۷دلم بیمار و یاد چشم بیماری پرستارش
  7. شمارهٔ ۲۷۸آنکه گشتیم و نجستیم در اطراف جهانش
  8. شمارهٔ ۲۷۹کسی که سرمه نکرد از غبار رهگذرش
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.