پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۸

پیر گشتیم و دل از عشق جوانست هنوز

دیده بر طلعت خوبان نگرانست هنوز

پایم از اشک روان در گل و چون سایه روان

دلم اندر پی آن سرو روانست هنوز

ترک چشمش بهوا داری ابرو و مژه

عالمی کشته و تیرش به کمانست هنوز

عاشقان خویش رساندند به سر حد یقین

شیخ در مسئلهٔ ظن و گمانست هنوز

از یکی جلوه که در روز ازل کرد آنشوخ

شورش و غلغله در خلق جهانست هنوز

گفت با کوه شبی قصه خود را فرهاد

کمر کوه از آن غصه کمانست هنوز

گر از آن غنچهٔ لب کام گرفته است صغیر

همچو بلبل ز چه در شور فغانست هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۰یار عاشق‌کش ما دوش به صد عشوه و ناز
  2. شمارهٔ ۲۷۱دل برگرفته ایم از این خلق بوالهوس
  3. شمارهٔ ۲۷۲قبله ی عشاق طاق ابروی یار است و بس
  4. شمارهٔ ۲۷۳خبر عشق ز هر دل بهوا بسته مپرس
  5. شمارهٔ ۲۷۴از آب دیده تا ندهی شستشوی خویش
  6. شمارهٔ ۲۷۵من و ترا بسخن کرده او بهانهٔ خویش
  7. شمارهٔ ۲۷۶چو غنچه خون دلت گر غذاست خندان باش
  8. شمارهٔ ۲۷۷دلم بیمار و یاد چشم بیماری پرستارش
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.