پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۷

روزی ار غم برود نیست مرا یار دگر

در کجا جویم از اینگونه وفادار دگر

هر کسی را بجهان مونس و غمخواری هست

غیر غم نیست مرا مونس و غمخوار دگر

سوزنی هم به ره عشق ندارم با خویش

خار از پای درآرم به سر خار دگر

ماه من با همه بی مهری و دلسردی تو

نبود گرم چو بازار تو بازار دگر

آمدی کشتی و افکندی و رفتی آخر

بر سر کشتهٔ خود کن گذری بار دگر

بعد دیدار توام دیده مبیناد جهان

گر کنم دیدهٔ دل باز به دیدار دگر

گر تو را هست چو من عاشق دلداده بسی

بخدا نیست مرا غیر تو دلدار دگر

ز آه من سوخت جهانی و ندانم چه شود

اگر از سینه کشم آه شرر بار دگر

بلبل گلشن عشقم من وزین باغ صغیر

نتوانم که کنم روی به گلزار دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۹رهد ز زلف تو دل در بر من آید باز
  2. شمارهٔ ۲۷۰یار عاشق‌کش ما دوش به صد عشوه و ناز
  3. شمارهٔ ۲۷۱دل برگرفته ایم از این خلق بوالهوس
  4. شمارهٔ ۲۷۲قبله ی عشاق طاق ابروی یار است و بس
  5. شمارهٔ ۲۷۳خبر عشق ز هر دل بهوا بسته مپرس
  6. شمارهٔ ۲۷۴از آب دیده تا ندهی شستشوی خویش
  7. شمارهٔ ۲۷۵من و ترا بسخن کرده او بهانهٔ خویش
  8. شمارهٔ ۲۷۶چو غنچه خون دلت گر غذاست خندان باش
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.